ملا نصرالدین: دل درد شدید

زن ملانصرالدین دل درد شدیدی گرفت و ملا برای آوردن طبیب بیرون رفت. چون به کوچه رسید زنش از پنجره گفت: دلم آرام گرفت، طبیب لازم نیست. ملا به حرف او گوش نداد و به خانه‌ی طبیب رفت و او را از اندرون بیرون کشید و گفت: زن من دل درد شدیدی گرفته بود و من برای آوردن شما می‌آمدم که از پنجره صدا کرد دلم آرام گرفته و به طبیب احتیاجی نیست. من هم آمدم که به شما اطلاع دهم که به آمدن شما نیازی نیست!

[yt_id:kjIDVUp-tEo]