با انصافی ملا

ملانصرالدین مقداری چغندر و هویج و شلغم و ترب و سبزیجات مختلف دیگر خرید و در خورجینی ریخته و آن را به‌دوش انداخت. بعد سوار خر شد و به‌طرف خانه روان شد. یکی از دوستانش که آن حال را دید پرسید: ملا جان چرا خورجین را به ترک خر نمی‌اندازی؟ ملا جواب داد: دوست عزیز آخر من مرد منصفی هستم و خدا را خوش نمی‌آید که هم خودم سوار خر باشم و هم خورجین را روی حیوان بیندازم!